شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
305
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
ذكر پادشاهى انوشيروان بن قباد و صفت عدل او « 1 » چو نوشيروان رايت عدل و داد * به گيتى برافراشت بعد از قباد همه نامداران و فرمان دهان * ببستند فرمان او را ميان در معدلت آنچنان باز شد * كه گنجشك همخوابهء باز شد بياويخت زنجير عدل از درش * گذشت از سرش گوشهء افسرش چون دست اجل ، قباى بقاى قباد را چاك زد و خلعت حياتش خلع گردانيد ، افسر شاهى و سرير خسروى به فرّ و شكوه نوشيروان زينت گرفت و عرصه عالم و فضاى آفاق از شمول عدل و وفور احسان او روشن گشت . بوذرجمهر حكيم را كه سرجريده حكماى عصر و بيت القصيده وزراى دهر بود ، حكم وزارت فرمود و در حفظ قوانين ملك و رسم « 2 » و آيين آن منصب اعتماد كلى بهوفور دانش و حصافت راى و صفاى ذهن او كرد و او چنان كه از وفور خرد و متانت حزم خويش متعارف و معهود شناخت ، روى به نظم آن مصالح آورد و حدس و فراستى كه در آن باب كمال شايستگى داشت . ، ظاهر گردانيد . راى او « 3 » سكهء اصابت زد * گشت نقد جهان ، تمام عيار حزم او خطبهء عدالت خواند * شد ترازوى ملك چون « 4 » تيار * 1 / 1
--> ( 1 ) - ج : از اينجا تا آخر به دليل افتادگى صفحات ندارد . ( 2 ) - ب : - رسم . ( 3 ) - ب : - او . ( 4 ) - ب : او .